در چنین وضعیتی، از سه تن از همکاران خود به صورت جداگانه شنیده ام که گونیهای برنجشان را شبانه از انباری منزل ربوده اند.
اگر برنج دارید، به فکر گاوصندوق هم باشید.
این اقدام چه معنایی می تواند داشته باشد و به چه سمتی در حرکت هستیم؟
آیا نابسامانی اقتصادی فرصتی برای امنیت اجتماعی باقی می گذارد؟
جهانگردی، امروز، کسب و کاری معمول و عرف برای افراد حرفه ای پروژه هاست. این افراد مرز خاصی را برای محدوده کاری خودشان تعریف نمی کنند و ورای فرهنگها و مرزها به کار در پروژه ها می پردازند.
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش
عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن ۱۹ سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از ۳۰۰ سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک (اسحاق) نیوتن بوده است. بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود. شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد. عالیه صبور در سن ۱۰ سالگی وارد دانشگاه شد و در سن ۱۴ سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک(در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.
مورد زیر یکی از کدهای اخلاقی شرکت بل ساوت است:
ما اصول اخلاقی را رعایت می کنیم و خود را پایبند آن می دانیم، زیرا می خواهیم مردم روی ما حساب کنند. این تعهد به صورت طبیعی از مسئولیتهایی که ما در برابر مشتریان، مالکان، فروشندگان و عرضه کنندگان مواد اولیه، خانواده ها، جوامعی که ما در آنها زندگی و کار می کنیم و به یکدیگر داریم، نشات می گیرد. اعتماد در کانون این ارتباطات قرار دارد و این اعتماد بر پایه صداقت، درستی و پایبندی به اصول اخلاقی استوار است.
۱۰ روز است که مدارک را کامل کرده ام.
کارمند بانک می گوید نمی توانیم فعلا وام بدهیم. می پرسم تا کی؟
می گوید تا اطلاع ثانوی.
و پیش از آنکه سوال دومم را بپرسم، خود پاسخ می دهد. تاریخ اطلاع ثانوی را از رئیس جمهور بپرسید.
با خود فکر می کنم قطعا من تنها کسی نیستم که با چنین معضلی روبرو می شوم. مسلما، بسیاری از فعالیتهای اقتصادی دیگر با مشکل مواجه شده اند. انگار موتور اقتصاد را خاموش کرده اند.
امیدوارم، زیاد خاموش نماند که اگر باتری مملکت بخوابد، دوباره استارت زدن مشکل است.
احساس خوبی ندارم. اثر مشکلات اقتصادی در زندگی شخصی و روزمره هر روز بیشتر و بیشتر هویدا می شود.
این استدلال کوتاه نخستین اصل مابعدالطبیعه یا فلسفه اولای دکارت است.
نام دکارت فیلسوف نامدار فرانسوی و فلسفه جدید چنان به هم گره خورده اند که برخی وی را پدر فلسفه جدید می دانند.
هر چند این روزها فضای حاکم بر جامعه چنان نیست که بتوان دیگران به خواندن فلسفه و تعمق در آن تشویق کرد ولی گاه مطالعه فلسفه گشایشی عمیق در ذهن پدید می آرود.
و چه چیز شایسته تر از آنکه از معلمان خود تقدیر کنیم و فراموش نکنیم که در لحظه لحظه زندگی خود همواره معلمانی داریم که اگر خوب بنگریم، ارزش درسهایشان را در می یابیم.
دست همه معلمان خود را می بوسم و از زحماتشان ساسگزاری می کنم.
زمانی که ماه را با جرثقیل بلند می کنند.
البته اين جمله آخري فقط يه نوع نگرانيه، چندان قبولش ندارم.

خواب خوب عامل اصلي عملكرد مناسب سيستم ايمني بدن است و بالعكس اختلال در پيدايش بسياري از بيماريها نقش دارد.
براي بررسي اين بيماريها، كلينيكهاي خواب در سطح دنيا تاسيس شده اند.
در ميان صد اقتصاد برتر جهان، ۵۱ مورد شركتها و بنگاهها هستند نه كشورها.
من به اندازه یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری
- دختر بالغ همسایه -
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
فقه می خواند.
ديشب داشتم به اين قطعه از شعر سهراب سپهري فكر مي كردم. خيلي قشنگه و البته پر معنا.
وقتي از دوستي مي شنوي كه در عين جواني و سلامت ظاهري دچار عارضه قلبي شديدي مي شود كه مجبور به عمل قلب باز و پيوند پنج رگ مي شود، حسي غريب سراپاي وجودت را فرا مي گيرد.
حس مي كني زندگي چه آسان از آدمها مي گريزد. حس مي كني كه همه حرفها و برنامه هايي كه داشته اي، در كنترل خودت نيست. اين سرنوشت است كه عليرغم تلاش تو، روند زندگيت را تعريف مي كند.
و با خود مي انديشي فرداي زندگي من چگونه خواهد بود؟