آغاز هر سال نو فرصتي است براي پاكي دوباره. براي انديشيدن به آنچه كرده ايم و آماده كردن فكر، ذهن و روان براي شروعي دوباره و پاك. براي رهايي از غباري كه در طي يك سال بر روح و جسممان نشسته.
پس دوباره شروع مي كنيم.
بياييد با هم بگوييم، اين اولين لحظه از بقيه عمر من است.
خیلی دو دل بودم چه کار کنم، تفالی به حافظ زدم و این بیت اومد:
می روی و مژگانت خون خلق می ریزد عاقلا مکن کاری کاورد پشیمانی
روزي كه پايان ماراتن كليشه اي صدا و سيما در نظرخواهي و پاسخهاي مردم كه همه پيشاپيش حفظ هستيم، مي تونه باشه.
روزي كه باعث شد كلي از آدمهايي كه تا حالا به داشتن مدرك تحصيليشون شك داشتيم، با پيشوند دكتر باهاشون آشنا بشيم.
و روزي كه انتخابات كشور به صورت كامپيوتري برگزار مي شه و معلوم نيست چرا مدت زمان شمارش آراء چندان فرقي با شمارش دستي نداره.
گفتم : از سرنوشت خويش نمي گريزم و نمي گذارم او نيز از چنگم بگريزد. به دنبال راهي مي گردم تا سرنوشت خود را تعيين كنم و براي آن مي جنگم كه به دست سرنوشتم لگام نخورم.
امروزه مديريت پروژه به عنوان يك حرفه تخصصي در دنيا به رسميت شناخته شده است. با اين حال، در پروژه هاي شهري كشور ما هنوز اين نظام به درستي شناخته نشده و استانداردهاي مربوط به آن تعريف نشده است.
براي اعمال مديريت موفقيتآميز بر پروژههاي شهري عوامل مهم و معيني بايد در سازمان و تشكيلات پروژه لحاظ شوند. در واژگان نظامها (سيستمها) اين عوامل متفقاً نظام (سيستم) مديريت پروژه را تشكيل ميدهند.
به علاوه بايد به ويژگيهاي خاص پروژه هاي عمران شهري در مقايسه پروژه هاي عمراني عمومي توجه داشت. برخي ويژگيهاي خاص كه پروژه هاي شهري را از پروژه هاي ديگر متمايز مي كنند، عبارتند از:
- با زندگي روزمره مردم عجين هستند.
- به سرعت در معرض قضاوت و نظارت قرار مي گيرند.
- از نظر ايمني بايد دقت بالايي داشته باشند و از همين روي، مديريت كيفيت پروژه بسيار مهم است.
آيا ويژگيهاي خاص ديگري براي پروژه هاي شهري سراغ داريد؟
مدتی پیش آلبومی با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد که بر روی جلد این اثر نام جمشید عندلیبی، به عنوان آهنگساز مشاهده می شد. اما محتویات این آلبوم در واقع بازنوازی آثار قدیمی موسیقی بود؛ در این مورد خانم سیما بینا، نامه ای سرگشاده در سایت شخصی خود قرار داده است که در ادامه متن نامه را می خوانید.

در بازار آشفته و بی حساب و کتاب هنر ایران، تولید کاست و نوار موسیقی هم کالائی شده است در دست انواع بساز بفروشهای این رقم جنس!
گویا این هم دکانی است که گروهی را تحت عنوان خواننده، نوازنده، آهنگساز و تکثیر {کننده}نوار و غیره... به نان و آبی میرساند!
در کشوری که هیچ قانونی یا معیاری و محکی جهت سنجش ارزشهای هنری یا حفظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان وجود ندارد ... خیلی طبیعی است اگر حتی هنرمندانی که به نامی و اعتباری در فن خود رسیده اند، به بیراهه روند! متاسفانه شاهد نمونه های بسیاری از این قبیل هنرمندان در کشور خودمان هستیم.
اکنون روی سخنم با آقای جمشید عندلیبی است!
هنرمند گرامی! شما که به هر حال به عنوان یک نی نواز برگزیده روزی در کنار هنرمندان بزرگ و به نام ایران و در آثار با ارزشی از آهنگسازان خوب کشورمان ساز زده اید و در هنر نواختن نی به مرتبه و نامی برجسته در زمانه خود رسیده اید... چه اجباری است که به عنوان یک آهنگساز تقلبی نام خود را بر روی مجموعه ای از آهنگهای معروف محلی و ساخته های هنرمندانی دیگر بگذارید که قبلا اجرا شده و برای مردم ایران کاملا شناخته شده است؟
آیا لحظه ای فکر نمیکنید یک چنین تولیداتی نه تنها اثری از خلاقیت ندارد بلکه بی مایگی شما را در کارتان ثابت میکند، سابقه کارهای خوب و با ارزش هنریتان لوث میشود؟ نام و شخصیت یک نوازنده زبردست و یک خواننده خوش صدا را زیر سئوال میبیرد؟
آیا این یک اثر هنری است یا یک کاسبی، آنهم با آثار دیگران؟! دوست عزیز شما همان به که ساز خود را بزنید!
اشکال کار این نیستکه در این زمانه صدای زن در ایران ممنوع است. بنا براین صدا و آواز و کلیه حق و حقوق هنری من هم در کشورم ضایع و نابود شده است.
اما اکنون پس از 24- 25 سال دریافته ام که این ممنوعیت فقط برای خود من است نه دیگران که چه خواننده و چه فروشندگان نوار و فیلم میتوانند بدون اجازه قانونی یا بدون مجوز هنری یا اخلاقی یا شرعی به هر کیفیتی از صدا و کارهای موسیقی اجرا شده گذشته و جدید من به صورت نوار و سی دی و فیلم و ... سواستفاده نمایند. گویا ممنوعیت صدای خانمها در این دوران، فرصتهای طلائی و غنیمتی برای سودجویان این میدان فراهم آورده است!
و ما اکنون دور از صحنه هنر ایران، شاهد آنیم که در صحنه روزگارمان چه میگذرد.
ICIEC: Islamic Corporation for Insurance of Investments and Export Credits
اين شركت در سال 1994 تاسيس گرديد و بعنوان يك موسسه مستقل و مرتبط با بانك توسعه اسلامي در شهر جده عربستان سعودي با تخصيص سرمايه 100 ميليون دينار اسلامي (حدود 150 ميليون دلار) ايجاد گرديد. هدف از
تشكيل ICIEC ارتقاء سرمايه گذاري و جريان تجارت ميان كشورهاي اسلامي از طريق تدارك بيمه سرمايه گذاري و اعتبار صادراتي عليه ريسكهاي تجاري و غيرتجاري منطبق با شريعت اسلام است.
ريسكهايي كه جهت بيمه شدن از نظر شركت بيمه سرمايه گذاري بانك توسعه اسلامي واجد شرايط هستند در دو دسته "ريسكهاي تجاري" و "ريسكهاي غيرتجاري" طبقه بندي ميشوند.
مواردي كه در قسمت "ريسكهاي تجاري" تحت پوشش بيمه خواهند بود عبارتند از:
- ورشكستگي و عدم توانايي پرداخت خريدار
- تحويل نگرفتن كالا از فروشنده
- نپرداختن قيمت كالاها
كه در سه مورد فوق فروشنده (صادركننده) به تمامي تعهدات خود نسبت به خريدار عمل كرده باشد.
مواردي كه در قسمت "ريسكهاي غيرتجاري" تحت پوشش قرار خواهند گرفت عبارتند از:
- جلوگيري دولت ميزبان (دولت يا كشوري كه كالاها با اعتبار صادراتي به آنجا صادر ميشود يا سرمايه گذاري در آن كشور صورت گرفته است). از انتقال پول يا قيمت كالاهاي فروش رفته.
- ابطال و فسخ جواز ورود كالاهاي صادراتي از جانب دولت ميزبان.
- نقص قرارداد فروش از جانب خريدار و نبودن مرجعي جهت شكايت فروشنده و يا به اجراء در نيامدن كار مرجع قضايي
- بروز جنگ و اغتشاشات نظامي و تحميل ضرر به فروشنده، موارد فوق وقتي مورد قبول شركت خواهد بود كه فروشنده به كليه تعهدات خود نسبت به خريدار عمل كرده باشد و ناشي از اقدامات دولت ميزبان جهت تنظيم امور از طريق تغيير قوانين و مقررات نباشد.
اگر شما نيز تجربه اي در اين زمينه داريد، حتما مطرح بفرماييد.
ITFC: International Islamic Trade Finance Corporation
اين شركت به عنوان يكي از زيرمجموعه هاي بانك توسعه اسلامي، در جده آغاز بكار كرده است و نخستين شركت براي توسعه بازرگاني و تامين منابع مالي در جهان اسلام است. مجمع عمومي اين شركت در 24 فوريه 2007 در جده برگزار شده است و در آن وزراي اقتصاد 56 كشور عضو و نيز روساي موسسات مالي حضور داشته اند.
هر چند اين روزها سلامتي كوچولو گاهي كه به خطر مي افته، خيلي برام سنگين تره و ترجيح مي دم خودم صد بار به جاي اون مريض بشم.
و حالا ادامه داستان:
- روزهاي پاياني آذرماه: تماس تلفني، سلام، من تماس گرفتم ببينم چرا خبري از ماشينم نيست؟
پاسخ: كمي برنامه توليد عقب افتاده، صد در صد تا 15 دي ماه ماشين خود را تحويل مي گيريد؟
- 15 ديماه، تماس و سوال قبلي؟
پاسخ: حتما تا آخر دي ماه تحويل مي گيريد.
- 30 ديماه، تماس و سوال قبلي؟
پاسخ: ماشين شما آمادست فقط صندليهاش هنوز نرسيده. تا 15 بهمن قطعا دريافت مي كنيد.
- 15 بهمن: تماس و سوال قبلي؟
پاسخ: فعلا تحويليهاي مهرو داديم. ماشين شما 10 تا 15 اسفند مي رسه.
- 12 اسفند: تماس و سوال قبلي؟
پاسخ: متاسفانه ماشين شما آخر فروردين مي رسه. البته با عرض شرمندگي.
حال چه بايد كرد؟
بعد از دو سه ماه پخش اين خبر، پريشب اخبار اعلام كرد كه تعرفه پيام كوتاه فارسي پايين اومد و انگليسي به رقم ۲۲ تومن افزايش پيدا كرد و اين در راستاي كارهاي ملي بود.
امروز اطلاع حاصل شد كه چون تعداد كاركترهاي پيام كوتاه فارسي خيلي كمتر از انگليسيه، براي ارسال يك پيام كوتاه فارسي تقريبا بايد پيامي با بيش از دو برابر تعداد كاراكتر به زبان فارسي فرستاد و اين معنيش اينه كه پيام كوتاه فارسي هم با شرايط جديد ۱۷ تومن تموم مي شه.
گويا تو مجلس هم كمي راجع به اين مساله سر و صدا شده و پيشنهاد شده بررسي كنن كه قيمت رو به شرايط قبل بر گردونن.
جالبه نه.
گاهي ميشينيم به زمين و زمون فحش مي ديم كه چرا توايران به دنيا اومديم.
اما آخرشم وقتي توي مسابقه هندبال ايران و كويت، ايران در ۳ ثانيه آخر و در يك بازي پر هيجان برنده ميشه، احساست بهت ميگه كه هميشه و هميشه ايراني هستي و نمي توني نباشي.
عليرغم تمام شعارهايي كه براي خصوصي سازي داده مي شود، روند عملي كارها به صورتي كاملا هدفدار در راستاي حذف بخش خصوصي و دولتي كردن امور است.
طبعا با اين روند بايد منتظر برگشت به عقبي جدي در آينده اي نه چندان دور باشيم كه شايد عواقب و نتايجش به سادگي قابل جبران نباشد.
پريشب باز فردوسي پور، قلعه نوعي رو دعوت كرده بود برنامه نود و محاكمه مي كرد به دليل نتيجه نگرفتن قلعه نوعي.
و جالبتر هم اينكه قلعه نوعي هم هيچ عكس العملي نشون نمي ده كه بابا من ديگه مربي تيم ملي نيستم و اتفاقات اخير فوتبال به من ربطي نداره. اونم واي ميسه و سؤالاي فردوسي پور رو جواب ميده كه مثلا چرا تيم ملي پنالتيش رو به كره كج زد و يه مشت بحثاي بيخود مي كنن.
البته ميشه تا حدي حدس زد كه به نوعي فردوسي پور مي خواد به قلعه نوعي لطمه بزنه چون دوباره به عنوان كانديداي تيم ملي مطرح شده.