این روزها، روزهای عجیبی است. روزهایی که دیگر نمی توانی به هیچ چیز اعتماد کنی و با شنیدن یا دیدن پیرامون خود ناخودآگاه این سوال در ذهنت متبلور می شود که شاید این نیز دروغ باشد. پیش فرض راستی دیگر در ذهن نیست. این مساله گاه اندیشه را آنچنان به چالش می کشد که به هر آنچه از بدو تولد آموخته ای با دیده تردید می نگری و از خود می پرسی چرا؟
و شاید امروز مهمترین چرا، چرایی برای راهی است که پروردگار پیش رویمان نهاده و تنها باور عمیق وجدان، اطمینان از وجود و یگانگی اوست.
ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است. بخشنده و مهربان است.مالک روز جزاست.
تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.
خدایا به وجود پاک و یکتایت ایمان داریم و تنها تو را می پرستیم و از تو یاری می خواهیم.
باور داریم که هیچکدام از مخلوقات ناتوانت را لیاقت ستایش و پرستش نیست و وای بر آنان که انتظار پرستش از مخلوقاتی همسطح خود را دارند.
|
+| نوشته شده توسط
كاوه در هفتم تیر 1388
|